واژه‌نامه علمی رشد کودک TAPLENS

در TAPLENS اصطلاحات علمی حذف نمی‌شوند؛ قابل‌فهم می‌شوند. این واژه‌نامه کمک می‌کند والد هم زبان تخصصی رشد کودک را یاد بگیرد و هم بداند از یک رفتار روزمره چه چیزهایی را نمی‌توان نتیجه گرفت.

قاعده ثابت: زبان والد → اصطلاح علمی → معنای عملکردی → مثال واقعی → مرز تفسیر.

کارکردهای اجرایی (Executive Functions)

در زبان ساده: خانواده‌ای از فرایندهای کنترل شناختی که به رفتار هدفمند کمک می‌کنند. حافظه کاری، کنترل بازداری و انعطاف‌پذیری شناختی از اجزای اصلی در بسیاری از مدل‌ها هستند.

مثال: کودک باید قانون بازی را نگه دارد، قبل از پاسخ مکث کند و وقتی قانون عوض شد روشش را تغییر دهد.

این رفتار چه چیزی را ثابت نمی‌کند؟ یک رفتار یا یک آزمون به‌تنهایی «ضعف کارکردهای اجرایی» را ثابت نمی‌کند.

حافظه کاری (Working Memory)

نام رایج دیگر: حافظه فعال.

در زبان ساده: نگه‌داشتن مقدار محدودی از اطلاعات برای مدت کوتاه و استفاده از آن هنگام انجام کار.

مثال: کودک دو مرحله یک دستور را در ذهن نگه می‌دارد و به ترتیب انجام می‌دهد.

این رفتار چه چیزی را ثابت نمی‌کند؟ فراموش‌کردن دستور می‌تواند با توجه، درک زبان، خستگی، طول دستور و عوامل دیگر نیز مرتبط باشد.

کنترل بازداری (Inhibitory Control)

در زبان ساده: توانایی متوقف‌کردن یا به‌تعویق‌انداختن یک پاسخ فوری تا پاسخ متناسب‌تری انتخاب شود.

مثال: کودک جواب را می‌داند اما باید صبر کند تا نوبتش برسد.

مرز: یک رفتار تکانشی به‌تنهایی ضعف بازداری یا ADHD را ثابت نمی‌کند.

انعطاف‌پذیری شناختی (Cognitive Flexibility)

در زبان ساده: توانایی تغییر قانون، راهبرد یا زاویه دید وقتی شرایط یا هدف تغییر می‌کند.

مثال: در بازی ابتدا کارت‌ها براساس رنگ مرتب می‌شوند و بعد قانون به شکل تغییر می‌کند.

مرز: مقاومت در برابر تغییر می‌تواند دلایل هیجانی، موقعیتی یا یادگیری نیز داشته باشد.

سرعت پردازش (Processing Speed)

در زبان ساده: سرعت و کارآمدی انجام برخی عملیات شناختی نسبتاً ساده در شرایط مشخص.

مثال: کودک اطلاعات دیداری ساده را بررسی می‌کند و پاسخ موردنظر را ثبت می‌کند.

مرز: سرعت پردازش معادل هوش، سرعت فکرکردن در همه موقعیت‌ها یا توانایی کلی کودک نیست.

توجه انتخابی (Selective Attention)

در زبان ساده: تمرکز بر اطلاعات مرتبط در حضور محرک‌های رقیب.

مثال: پیدا کردن شکل هدف بین چند شکل مشابه.

مرز: عملکرد یک تکلیف توجهی فقط به توجه وابسته نیست و می‌تواند از درک دستور، انگیزش، سرعت یا پاسخ حرکتی نیز اثر بگیرد.

توجه پایدار (Sustained Attention)

در زبان ساده: حفظ توجه به یک فعالیت یا منبع اطلاعات در طول زمان.

مثال: ادامه‌دادن یک فعالیت ساده برای مدتی بدون جاانداختن مکرر هدف‌ها.

مرز: خستگی، جذابیت تکلیف، سن و محیط می‌توانند عملکرد را تغییر دهند.

خودتنظیمی (Self-Regulation)

در زبان ساده: تنظیم رفتار، توجه و هیجان متناسب با هدف و موقعیت؛ مفهومی گسترده‌تر از یک مهارت شناختی منفرد.

مثال: کودک بعد از ناکامی آرام‌تر می‌شود و دوباره به فعالیت برمی‌گردد.

مرز: خودتنظیمی را نباید فقط به اراده، اطاعت یا یک بخش از مغز تقلیل داد.

ادراک دیداری (Visual Perception)

در زبان ساده: تفسیر و سازمان‌دهی اطلاعات دیداری برای تشخیص، مقایسه و استفاده از آن‌ها.

مثال: تشخیص تفاوت میان دو شکل نزدیک به هم.

مرز: عملکرد دیداری می‌تواند تحت‌تأثیر بینایی، توجه، تجربه و پاسخ حرکتی نیز باشد.

مهارت‌های حرکتی ظریف (Fine Motor Skills)

در زبان ساده: کنترل حرکات کوچک و هماهنگ دست و انگشتان برای کارهایی مانند گرفتن، بریدن، بستن و نوشتن.

مرز: نوع گرفتن مداد به‌تنهایی نشان‌دهنده اختلال حرکتی نیست؛ کیفیت عملکرد، خستگی، درد، سرعت و کارآمدی نیز مهم‌اند.

آمادگی مدرسه (School Readiness)

در زبان ساده: مفهوم چندبعدی درباره آمادگی کودک برای مشارکت در محیط مدرسه؛ نه فقط دانستن حروف و اعداد.

مرز: یک نمره یا یک مهارت منفرد «آماده یا ناآماده بودن» کودک را تعیین نمی‌کند.

چطور این اصطلاحات را در TAPLENS می‌بینید؟

در صفحات علمی، اصطلاح تخصصی در اولین مواجهه تعریف می‌شود؛ سپس مثال و محدودیت تفسیر می‌آید. اصطلاحات برای آموزش هستند، نه برای خودتشخیصی کودک.

منابع پایه

این واژه‌نامه آموزشی است و برای تشخیص اختلال، تعیین علت رفتار یا جایگزینی ارزیابی تخصصی طراحی نشده است.

TAPLENS | آخرین بازبینی علمی: شهریور ۱۴۰۵

برای جستجو تایپ کرده و Enter را بزنید